می آیم ٬ می روم

می اندیشم که شاید خواب دیده ام

خواب بوده ام...

....

 

پ.ن. ببند اون چشمات و لعنتی!!

پ.ن. دریغا عشق که شد و باز نیامد... سبز روی و سبز موی تنها بر نرده ی مهتابی خویش.

پ.ن. رانی با شاخی مصیبت بار در ساعت ۵ عصر... اینک نبرد یوز و کبوتر در ساعت ۵ عصر...

سبدی آهک از پیش آماده در ساعت ۵ عصر..............................................