یه جو آرامش هست؟ نیست؟

 

 

  بابا میگه وقتی بابا بزرگ رفت همه چیز و با خودش برد. میترسم!

  نکنه.....

  یه حسی بم میگه هیچ وقت به اون چیزایی که فکر میکنی نمیرسی.

  مهم نیست.

   فقط آرامش میخوام از این جایی که انداختی و ولمون کردی.همین!

  یعنی لایق اینم نیستم؟

  اگه نه٬  تو.....

  هیچی ! الان باز میگن ناشکر نباش! 

عنوان؟ کی جرئت داره؟

 

 پدر ناخوشا با همه چی آدم کار دارن. حتی عشق.

 باور کنین مردم و خر کردن خیلی آسونه! حتی راحت تر از تصمیم گیریای

 ما واسه انتخاب یه جا برای غذا خوردن. 

 واقعا عقل آدما یا سلولای مژک دار گوششونه یا سللولای مخروطی چشماشون.

 پس خودتون و خسته نکنین.

 آخه نبودین که بشنفین ٬ همچین میگفت که انگار ..... لا اله الا لله!

 ولی با همه ی این تفاصیل من براشون دست میزنم٬

 توی تاریخ روی همه رو کم کردن.

 از قدیم گفتن هنر نزد ایرانیان است و بس!

 

پی نوشت:

 ای دل طریق رندی از محتسب بیاموز / مست است و در حق او کس این گمان ندارد

 

یک شب گرم و تب آلود

  ميخوام داد بزنم، انگار حنجره ام پر از فرياده ، پر از دا د ، پر از  زهرمار، پراز كوفت

 ، كثافت ،آشغال،هرزه !عوضي! تو چه ميفهمي يعني چه؟

     از اون شباست كه هيشكي نيس به داد آدم برسه................................چرت ميگم !

  هيچوقت هيشكي نيس كه به دادم برسه .از اون شباست كه جواب همه چي ٬ نميدونمه . اين زندگي چي ازجونم ميخواد؟ يا من ، چي از جون اين زندگي ما در به خطا ميخوام؟ چرا ولش نميكنم؟ ميترسم شايد . يا نه،اينقد  حريصم كه هي ميخوام ازش كام بگيرم . دلبستگي دارم؛ درست ! اما.... اما باز نميدونم . اما سگ به قبر هرچي دلبستگي و ترس و كامه.

    بن بست ! چشمات و ببند. فك كن سرم رو بازوها ته . دارم نوازشت ميكنم.ميخوام ببوسمت. (- باشه- )مينويسم و ديگه.... جوابي ندارم ! اونم حتما چون چيزي نداره ، مير ه. و الان كه دارم مينويسم حتما خوابه ميگم حالم گرفته ست. از اون شباست. ميگه كدوم شبا ؟ ميگم و ميگم(- همون جمله هاي اول رو-) ميگهمنظورت شباي تهرانه ؟ ميگه الان كه پيش خانواده اي. (- تو بگو ، چي بگم خدايي؟-) ميگم بي خيال ! درد من يه چيز ديگه ست . من ديوونه م ، زهر مارم ، كوفتم ، آشغالم ، ناراحتت ميكنم ، خوب بخوابي . ميگه بي خود ميكني به خودت اينجوري ميگي ، تا نگي بيخيال نميشم . ميگم بن بست ! ميگه يعني چي ؟ ميفهمي چي ميگي؟ ميگم من نميفهمم ، من اصلا هيچي نميفهمم ! خواهشا بي خيال ! شايد دارم خودم و لوس ميكنم.پس بذار به حال خودم باشم . مرسي . من خوبم . ميگه امشب و باشه اما فردا نه !                      ميگم برنميتا بم .بيخيال من خوبه خوبم .(- لجم دراومده –)  بالاخره ميگه باشه .                                    چرا آ دما وقتايي رو كه با يد بفهمن ، نميفهمن؟ خب احمقي ديگه ! تورو چه به آ دما؟ يا آ دما به تو چه ؟!

  خوبم والا. خوبه خوب. اصلا مگه چيزي هم واسه ناراحتي تو اين جهان گل و بلبل هست؟ فقط نميدونم چراهرچي فكر ميكنم :

 تو يك ساعت ،يك روز،  يك هفته، يك ماه ، يك سال ، يك دهه ، يك قرن ، يك هزاره ،   يا حتي يك ده هزار ساله ي پيش ،

 نه واسه خودم ،

 نه واسه با بام ،

 نه واسه با باي با بام ٬ 

نه واسه با باي با باي بابام ،

نه واسه با باي با باي با باي بابام ،

 نه واسه با باي با باي با باي با باي بابام ،

 نه واسه با باي با باهامون

هيچ اتفاق خوشا يندي نيفتا ده . يا اگه بوده گذري بوده. تو هيچ د وره اي هيچكدوم از باباهامون راضي نبودن . مگه اينكه احمق بوده  باشن . استغفرلله دارم كفر ميگم انگار . آتيش درك ميسوزونم .

 بسه  واسه امشب ! خودت و ميندازي تو آتيش به درک ، بقيه رو هم گمراه نكن ! گناه كبيره س !

 هرچي خيره ، هرچي قسمته ، هرچی تقديره....

(- برميگردم سر جاي اولم . اما يه جور ديگه !-)

(- خدا به خير كنه ! (- اگه هست.-))

 

  پی نوشت : افتا دم ٬ سقوط !

  پی نوشت ۲: جا موند م ! همه رفتن!

ما و این روزها - ما و تجربه - ما و هیچ!

 

 

- پی نوشت۱ : هر نسلی باید تجربه ی خودش و بکنه ٬سرشم به سنگ خودش بخوره.

- پی نوشت۲ : تجربه جمع در اختیار فرد نیست که منتقلش کنه

- پی نوشت۳ :حتی در اختیار نسل هم نیست.

تجربه وقتی عمومی شد ٬ دیگه فردی نیست.در اختیار فرد هم نیست.مثل آگاهی عمومی

که چیزیست فوق فر د٬ حتی فوق عموم.

فال قهوه - گندم - من - زن آبستن

 

 

  ته فنجان را نگاه می کند...

  - یه زن حامله میبینم! تو اطرافیان کسی بارداره؟

  (فکر می کنم٬ میگردم٬هیشکی نیست.)

  - نه!

  - پس از یک غم بزرگ نجات پیدا می کنی.

  الان یه هفته ست که ا ز اون جریان می گذره. نه تنها از غمی نجات پیدا نکردم٬

  همه ی غم های عالم رو هم آبستن شدم.... 

وقتی آدم کم میاره!

 

 

اطلاعیه ی مهم

توجه                                       توجه

خبر بدهید مژدگانی دریافت کنید!

به یک فروند ما تحت با گروه خونی O مثبت نیاز است.

 

پی نوشت۱: هرکی از پشت بوم میفته ٬ لنگ ما میشکنه!

پی نوشت۲: باید دوگانه سوز بشم ٬حتما دوتا باک میخام.

پی نوشت۳: به درک اسفل السافلین.

پی نوشت۴:همسفر می خوام٬ دستم و بگیر! قول میدم بند کفشم و محکم ببندم!! 

دختری به نام " ب "

 

 

 عالی بود! اصلا نمیدونم چی بگم.خیلی خوبه که می نویسی ٬

 و این نوید زنده بودن و انسان بودنه. فعلا نخ برای تو نیازی نیست.

چون تو هستی! نه مثه من که دو سالی میشه مردم.

 

پی نوشت: اینبار که دیدیم یه نخ بم بده شاید یادم اومد.

سپیده سر خواهد زد؟

 

 

 بیش از این برم بنشین ٬ کز میانه برخیزم

 

همه چیز دست به دست هم دادن که همیشه ازم دلخور بشه٬نمیدونم چرا؟

روشنایی سحر ببخشید! میدونی دوست دارم پس ناراحت نباش.

کاش این و می خوند...

رستم دستانم آرزوست...

 

 

گرز رستم گرو...؟

۱- بالا رفتن حساب ٬ حسن آقا بقال سر کوچه٬

۲-تعدد نان خورها ٬  شاطر حیدر نانوای محل.

۳-کلانتری منطقه ٬ بچه های سرتق.

۴-به خاطراغتشاشگری کی کاووس گرزش را مصادره کرده.

۵-رستم سالهاست گرزش را گم کرده....

 

پی نوشت : مرا رازی است اندر دل به خون دیده پرورده!

واج آرایی "ش" در زندگی

  

 

 زندگی

   شکم

   شلوار

   شورت

   شلیل

   شب....

 

پی نوشت: جهان پیر است و بی بنیاد...