کله پاچه هنوز یک فرهنگ است.

 

 

علی رغم تلاشهای مذبوحانه و پوپولیستی این تهاجم فرهنگی اکبیری٬ برای جایگزین کردن لازانیا به جای این غذای فرهنگی و نه این فرهنگ غذایی ِ مورد علاقه ی خاص و عام. من از همینجا به عنوان تریبون یک ملت٬ اعلام میکنم که ما تا آخرین سلول خالی شکممان دوستت خواهیم داشت و همگام با این جنبش خوشرنگ تو - و نه چون دشمنان سبز - طی سفره خواهیم کرد و در کنار این سفره ی میهمان نوازت پا به پای تو ایستاده ایم.

به امید آزادی تمامی هم میهنان فریب خورده از زندانها و بازداشتگاههای : کهریزک فست فود٬ کهریزک برگر٬ کهریزک سوخاری٬ بوفه ی کهریزک و اینا.

دستها همیشه روی سر من...

 

 

دیگه نمی خوام بشنومت! حتی تو خواب. فهمیدی؟

چرا نمی خوای  بفهمی؟

 

پ.ن :میخوام٬ اما نمیشه! یعنی نمیتونم. یعنی من به درک٬ به جهندم٬ به تخمم... 

هیزم و هیزم ولی عاشقونه!

 

 

هیزی٬ فرهنگ بر نمیداره!

 

 

پ.ن:سینه های چاک دار٬ لباس های مارک دار٬ خانم های شب کار....

ماییم و کهنه دلقی, کآتش در آن توان زد.

 

 

سرعت لباس خریدن خانوم ها رو میشه بر اساس واحد " کمد در هفته یا " کیسه زباله در ماه " بیان کرد.

 

 

پ.ن : به جرأت میشه گفت در این کشور تمامی حقوق از آن نسوان است. و مرد ها فقط ظاهری دارند و بس. که اون هم انشالله طولی نخواهد کشید.

حرف مفت.

 

 

حالم بهم می خوره از اونایی که کنار وایسادن و زندگی و نگاه میکنن و بهش فحش میدن.

- حتی اگه خودم باشم.-

اگه شهامت وارد شدن به جریانش و نداری گه می خوری زر می زنی!!!

برگرد

 

 

برگرد ترانه ی نابهنگام همیشه هست!

برگرد بانوی بی تفاوت همیشه سخت!

برگرد نازک نیمه روشن همیشه بن بست!

برگرد...

حالا شب شبیه هیچ حادثه ای نیست

شبیه هیچ رویای خواستنی حتی!

غمگینم٬ نگرانم

باید خبری باشد ٬ اما نیست

که نیست.

باید بخوابم اما این سیگار لعنتی هی جلوی چشمانم سرخ می شود

هی تو می آیی٬ اما نیست

که نیست.

کسی چیزی می خواند٬ نمی فهمم.

خواهرم هم می گوید نیست٬ می گوید می روم و هر چه خواب است را می گردم

می گوید باید باشد٬ خبری حتی!

انگشتانم خسته می شوند

دیگر نمی نویسم تا برگردی و باز مثل آن عصر خوب

باز مثل اولین بار ببوسی شان.

 

چقدر دورم...

 

 

می خواهم جای مژه هایم را با عقربه های ساعتم عوض کنم

در این روز ها که جاده حرف اول را می زند

انتظار باید همیشه جلوی چشمانم باشد.

باید رفت و رُ فت.

 

 

 

یه روز چشمهام و به یکی از همین سیم های برق کنار جاده می دوزم و میرم.

فمینیسم زوری.

 

 

به هزاران دلیل علمی و منطقی میشه ثابت کرد زنان ناقص العقل اند. و به هزاران دلیل فوق علمی و مطقی میشه  ثابت کرد که نمیشه ثابت کرد.

یا این گه خوریا هنوز به کسی نیومده و کسی چیز این چیز خوریا رو نداره!

 

 

پ.ن :بهشت هم زیر پای شما خواهرم٬ ما که چیزی نگفتیم.

اینک این افتاده از پا می شناسیدم...

 

 

دنبال کردن و ادامه دادن هر چیزی مزخرفه.

 

 

پ.ن : رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته شود/رهرو آن است که بنشیند و دلبسته شود