روزهای سگی!

 

خرابم میکند هر دم

فریب چشم جادویت

فریب چشم جادویت...

چه شد؟ نمی دانم! بارید ٬ بارید ٬ بارید... و من خیس٬ و من نمناک٬ و من... .

چه تلخ نیست. و چه تلخ همیشه ی هر وقت هست.

دلم تنگ است. اما  برنگرد!

عَجل!!

 

منتظر یه اتفاقم.

یا شاید یه فاجعه.

نمیدونم چرا؟

غیر از خدا هیچکس نبود. _ نباشه _ نیست_

 

 

حالا من هی بگم ریدم به این زندگی سگی. تو بگو زشته این حرفا چیه که میزنی؟ چی ش بده؟ منم بگم٬ چی ش بده؟!!! بگو کجاش خوبه؟ هر وقت میخوای به قول استادهای فارماکولوژی این ترم  desensitize بشی٬ یه اتفاق میفته که اعصابت و گه مرغی میکنه. آخه بابای همه مون مرض داشتی دلت همدم خواست؟ حالا اونم خواستی به درک! این سکس لعنتی چی بود که هوس کردی و یاد گرفتی؟ نه٬ جان من دلت درد میکرد؟!

حالا هم نه تنها به قول بامداد همه مون حرامزاده ایم٬ بد بختی و خاک بر سری هم داریم.

آق خدا اون آدم بود و جایزالخطا٬ یا همون احمق به قول خودمون٬ تو چرا باش راه اومدی؟ حالا هم که راه اومدی دیگه ول نده! 

استاد ِ شب کار!

 

 

وقتی که استاد pharmaceutics سر کلاس بگه٬ دیشب تا ۳ بیدار بودم.مشغول عملیات! و بعد که تیز هوشی دانشجوهاش و میبینه. بگه٬ زنم خونه ی دامادم بود.

انگشت استاد!

 

 

وقتی که استاد physical pharmacy سر کلاس بگه " انگشتتون میکنم باید جواب بدین".

 

 

پ.ن: استاد فرنگ رفته اونم هلند٬ از این بهتر نمیشه.

پ.ن: خدایا هرچه کرمت است به ما هلند عطا بفرما. آمین!

غذای (قضای) هر روزه ی من!

 

 

 

 تا حالا فک کردین با این وضعیت باید باد بخوریم و کف برینیم!

 

پ.ن: خدایا مردیم از خوشی و رنگش و ندیدیم.

به کسی بر نخوره!

 

 

تو صف تاکسی وایسادی٬ نفر اولی. ماشین که میاد٬ سه تا مردین و یه خانوم.خانومه مثه گاو سرش و میندازه پایین میره میشینه جلو! تو هم رو صندلی عقب٬ وسط اون دوتای دیگه تا مقصد کمپوت میشی.

 

 

پ.ن.۱: این حقوقشون و بدین برن بابا!!

پ.ن.۲: من از همین الآن مدافع برابری جنسیتم.

پ.ن.۳: گه میزنن به همه جا و همه کس باز واسه دو قرت و نیمشون کلی عر میزنن و اشک میریزن.

پ.ن.۴: با شعورترین ِ ملتها همانا اعراب جاهل بودند.

  

Do not make blue

   

 

?would you by chance know where I could find her