دیگر دیر است. نه را پیداست ٬ نه ستاره ای!

نشستن هم جایز نیست.

بیا از سکوت این همه شب پرده برداریم که ما کاشفان بوسه های ممنوعه ایم.

اگر بیایی ٬ می رویم جایی دور٫ دور و روشن!

جایی بدون هیچ حدیث آشفتگی!

بیا آرام بگیریم...